شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
325
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
حاجتى داشته باشد ، اندكى از آنچه خوب [ است ] بسيار شمرد از غير خوب ، و كم گيرد بسيار را از جانب نفس خود ، و خصلت دهم ، بهترين و بزرگترين آنها از روى قدر و منزلت اينست [ 88 - الف ] كه جميع مردمان را به از خود بيند ، و خود را بدتر از ايشان . 37 ، 54 - مردمان « 101 » دو قسماند : مرديست كه بهتر ازوست ، و مرديست كه بدتر ازوست ، و او بايد كه متواضع باشد هر دو را . هرگاه ببيند بهتر از خود را ، به خاطر بگذراند كه به او بايد رساند خود را ؛ اگر بدتر از خود را ببيند ، به خود مىگويد : مىتواند بود كه او از مهلكه نجات و رستگارى يابد و من هالك شوم ، و نيز مىتواند بود كه او در باطن به غايت خوب باشد و ظاهر نمىساخته باشد ، و اين خير او باشد و به ظاهر خوب بودن بدى من مىباشد « 102 » . و درين هنگام عقل او صورت كمال پذيرفته باشد ، و بهترين اهل زمان خود باشد . 37 ، 55 - اى پسر من ، صبر كردن بر مهلكهها از خوبى يقين است . هر عملى را كمال است ، كمال عبادت ورع است « 103 » و يقين . و غايت شرف و بهتر « 104 » خوبى عقل [ است ] . كسى كه خوب باشد عقل او مىپوشد عيوب خود را ، و به اصلاح در مىآرد بدىهاى خود را و پروردگار او ازو راضى مىشود . 37 ، 56 - اى پسر من ، پناه به خدا جوى از شر زنان ، و از بهترين ايشان بر حذر « 105 » باش ، به درستى كه ايشان به جانب خير و خوبى نمىآيند ، بلكه به جانب شر و بدى مىگرايند « 106 » . 37 ، 57 - اى پسر من ، خدا را مايهء تجارت خود ساز كه فايدهها بىمتاع و مايه به تو خواهد رسيد . 37 ، 58 - اى پسر من ، هيچ توانگرى مثل صحّت جسم نيست ، و هيچ
--> ( 101 ) - د : و مردمان . ( 102 ) - د : بدى مىباشد . ( 103 ) - د : عبادت در عفت است . ( 104 ) - د : بهترين خوبى . ( 105 ) - د : پر حذر . ( 106 ) - د : بدى گرايند .